به نکاتی دقت کردم که در کشورم زیاد بهشون اهمیت داده نمیشه...
و این عدم اهمیت باعث میشه نه تنها هزینه های صرف شده،
اون بازده مناسب رو نداشته باشه که گاهی برای جبران شیوه
غلط یادگیری هزینه کردن مجدد لازم باشه...
بعنوان مثال چرا در کلاسهای درس برای یادگیری زبانهای خارجی
مثل انگلیسی و عربی از سی دی و نوارهای اموزشی استفاده
نمیشه؟ اکثر ایرانیان از سطح گرامر و دستور زبان و دامنه لغات وسیعی
برخوردارن ولی اشکال مشترک این افراد در تلفظ صحیح لغات و در مکالمه
و نیز در شنیدار و کتابته...
گمان نمیکنم بردن یه ضبط صوت و نوار سر کلاس درس حتی در دورافتاده ترین
نقاط کشورم مقدور نباشه...میشه برای هر درس عربی و انگلیسی
متنش رو با تلفظ صحیح و اصلی ،روی نوار ضبط شده
نه با تلفظهای گاها مختلف برخی مدرسین ، برای دانش اموزان گذاشت
و از اونها خواست تا دیکته زبان انگلیسی و عربی رو در زمانهای
مشخص بنویسن ...اینجوری علاوه بر اینکه گوش بچه ها با شکل
صحیح تلفظ اشنا میشه سرعت عملشون در نوشتن درست و
امادگی ذهنشون برای درک مطلب بیشتر خواهد شد...
همین هزینه بسیار بسیار نازل برای اموزش ، میتونه اثراتی داشته باشه
که غیر قابل انکاره ...البته اگر از همون پایه شروع بشه...
در مورد زبان فارسی نیز این مطلب رو میشه برای تند نویس کردن بچه ها
استفاده کرد...با گذاشتن نوار متن فارسی از اونها خواست سعی کنن تا
جایی که امکان داره متن خوانده شده رو بازنویسی کنن تا سرعت عمل
اونها و هماهنگ کردن و ارتباط بین درک و عمل اونها بیشتر بشه...
شاید اینها پیشنهادهای اسونی باشه که قبلا انجام نشده یا شایدم در
بعضی مراکز انجام شده باشه...........
اثرات مخربش از اذهان مردم کرمان و ایران و حتی جهان پاک نخواهد شد...
گرامیداشت یاد از دست رفتگان خوبه اما فقط به همین مطلب بسنده
کردن کافی نیست...ایا بهترین کار این نیست که برای بازماندگان
اون فاجعه امکاناتی فراهم بشه...
حداقل چیزی که گاهی بهش فکر میکنم جاده بین این مسیر کرمان بم
و جیرفته که همیشه کشته های زیادی میده...ایکاش این کارها بیش از
عزاداریها برای رفتگان انجام بپذیره...قطعا این کارها نتیجه بسیار خوبی
خواهد داشت...
ارامش و
موفقیته.............
تمام افراد بتونه درس خوبی باشه...چیزی که اینجا در مالزی
دقت کردم داشتن نظم و سرعت در انجام کارهاشونه...به این معنی
که هر عملی رو طبق استانداردهاش و به خوبی و درستی انجام میدن
نمونه اون رو در ساخت و ساز دارم می بینم...طی کمتر از یه ماهی که اینجا
بودم شاهد پیشرفت کار اونها با سرعتی بسیار زیاد هستم...حتی در
شرایط نامناسب اب و هوایی بازم به کارشون ادامه میدن...
فکر میکنم در ایران اگر هر فردی یا ارگانی نظم و انضباط و سرعت رو
همزمان با کیفیت در نظر بگیره بشه بسیاری از پروژه های نیمه تمام و
ناتمام گذاشته شده رو بسرعت جمع و بهره برداری کرد...کارهای نیمه تمام
مثل جاده ها و پلها و اتوبانها و برنامه های عمرانی و..و...که ممکنه در استانها
یا شهرهای مختلف سالها اغاز شده باشن ولی بعضا حتی از مرز بیست سالم
رد شدن ولی هنوز به اتمام نرسیدن...پروژه های مالی و برنامه های
اقتصادی و فرهنگی و ..و... که هر از گاهی شروع میشه ولی متاسفانه در همون
ابتدای کار یا اواسط کار به دست فراموشی سپرده میشه...و....به هر حال اگر
یه اقتصاد دان یا سیاستمدار بودم پیشنهاد میدادم که فقط برنامه های ضروری
کشورم اغاز بشه و بقیه اون برای اتمام برنامه ها و جمع بندی و جمع و جور کردن
نیمه تمامها صرف بشه ...البته نه به معنای رکود در سرمایه گذاری برای بخشهای
جدید و اینده...بلکه به معنای افتتاح تمام پروژه های تقریبا اماده ای که سالهاست
در صف موندن تا به بهره برداری برسن...
برام جالبه که در اینجا قسمتی بنام شهر چینی ها و نیز بخشی بنام
هند کوچک وجود داره...ولی اثری از چیزی بنام مجتمع ایرانیها و...چنین
چیزی دیده نمیشه...به هر حال فکر میکنم برای شناساندن فرهنگ و تمدن ایران
و تولیدات و صادرات و صنایع دستی ایرانیها شاید بد نبود اگر در اینجا و در بسیاری
از کشورها چیزی بنام دهکده ایرانیها یا شهر ایرانیها داشتیم...که در اونجا
اقلام صادراتی و صنایع دستی و فرهنگ ایرانی رو به نمایش میگذاشتیم
مضاف بر اینکه ایرانیهای اینجا بنظر میرسه جایی ندارن اگه بخوان حداقل
اونجا برای تبادل افکار ، فرهنگ و ..و....دور همدیگه جمع بشن...چیزی شبیه
کلوپ ایرانیها که در کنار این دهکده باشه و شایدم کار سفارت باشه که ایرانیها رو
بتونه براشون مثلا شب شعر برنامه فرهنگی و ...و...بذاره تا علاقمندها با وجود دوری
از کشورشون بازم بتونن در اونجا جمعی داشته باشن..البته از نظر قوانین هر
کشور باید بررسی بشه...در این دهکده حتی میشه فروشگاههایی بزرگ برای
خرید ایرانیها ترتیب داد و در اون از صادرات و محصولات ایران ارائه کرد تا ایرانیها
بتونن علاوه بر بقیه افراد بازدید کننده لوازمشون رو تهیه کنن...
چیزی که در اینجا واقعا دلم میخواست بتونم تهیه کنم نون ایرانی ...هست و
البته اینکه حتی یه دونه از کانالهای فارسی زبان رادیو و تلویزیون و ماهواره ای رو
نمیشه در اینجا دید و چقدر مایه تاسفه...و نیز اینجا نمیتونیم روزنامه های ایران و
مجلاتش رو تهیه کنیم...اگر توان این رو داشتم فرهنگ چندین ساله ایران رو به دنیا معرفی
میکردم...
چیزی که بنظر مورد توجه میاد این هست که ظاهرا در بقیه کشورها افراد سعی میکنن بصورت تقریبا تخصصی در هر زمینه ای فعالیت کنن و در یه مسیر تا انتها پیش برن...
البته شاید این موضوع بخاطر اینکه فرد تمام حواسش رو جمع یه موضوع میکنه بسیار خوب باشه و جای پیشرفتشم زیاد باشه...اما چیز جالبی که بهش برخوردم تعجب اطرافیان بود از کارهایی که ممکنه یه فرد در ایران کاملا براش انجامش عادی باشه ولی اینجا بنظر اونها بسیار عجیب بیاد...مثلا حدود ۵ روز لامپهای اتاقم مشکل داشت و خاموش بود و چون دیدم تعمیرکار تا سر قولی که داده نمیاد مجبور شدم با خریداری چند متر سیم و لامپ و ..و....یه لامپ وصل کنم و اون رو در یه پریز بزنم و برای سوراخ کردن دیوار از پیچ گوشتی و برای رد کردن سیم از داخل یه دیوار میان تهی از یه چوب غذاخوری چینیها با کمی نوار چسب استفاده کنم..و البته جای سیم های اونها رو هم در دو شاخه باید تعویض میکردم.....اینا رو هر بچه ای در ایران بسیار عادی انجام میده ولی وقتی صاحبخونه و...اومدن این کار بنظرشون بسیار خارق العاده می اومد...واقعا شاید دلیلش همین باشه که بچه های ایرانی از بچگی تقریبا در تمام بخشها در خونه و مدرسه ومحیط بیرون به هر کاری سرک میکشن و خیلی چیزها رو از دوستانشون و همشاگردیها و..و...یاد میگیرن...البته منظورم این نبود که بچه های بقیه کشورها چنین استعدادهایی ندارن ولی اونها بصورت تخصصی کار میکنن و ممکنه یه فرد بالغ در اونجا ها مثلا فقط در رشته مورد تحصیلش تبحری داشته باشه و اگر حتی یه لامپ ازشون بسوزه قادر به تعویضش نباشه...و این تخصصی بودن مزایایی داره و معایبی...
مزایای اون پیشرفت زیاد در همون رشته خاص هست ...مثلا می بینین طرف عمرش رو گذاشته روی بررسی و تحقیق در مورد یه نوع خاص از حشره در مثلا فلان بخش فلان ایالت دنیا...این باعث میشه تمام توجهش معطوف به موضوع مورد نظرش باشه و به نتایج خوبی دست پیدا کنه...و شاید معایب اون این باشه که اگر در بقیه موارد گیر کنه نمیتونه مشکلش رو رفع کنه ..البته اگر متخصص مورد نظر در دسترس نباشه...
در مورد محاسن یه رشته که دیدم اینجا تخصصی روش کار شده میگم...
بنظرم در ایران نسبت به رشته حقوق انچنان که باید توجه نشده...چیزی که الان در دنیا امنیت افراد رو در جنبه های بسیاری از کار و فعالیتها تضمین میکنه داشتن اسودگی و ارامش خاطر از بابت امنیت حقوقی افراد هست...مسائل حقوق خانواده و جامعه و جزا و ...و...و...رو میدونم که در ایران به چه شکل هست...اما با پیشرفت دنیا نیاز به فراگیری و استفاده از رشته های بروز تر کاملا محسوس هست...
بعنوان مثال حقوق جهان مجازی ، ای تی و حقوق کپی رایت و مولفین حقوق رسانه ها حقوق مرتبط با تمام رشته ها...حقوق دریاها حقوق نفت حقوق بیمه ها حقوق محصولات تجاری که البته در ایران تحت همون زیر شاخه حقوق تجارت داریمش حقوق انستیتوها و سازمانها حقوق هوا فضا و جو حقوق مربوط به صنایع و معادن و..و..و...و...
البته با علم به اینکه شخصا رشته حقوق رو هم خوندم میدونم که تمام این وارد رو طی واحدهای درسی دوره لیسانس کم و بیش مطالعه میکنین اما منظورم اختصاصی تر شدن مواردی بود که امروزه کاربرد واقعا زیادی دارن...
بازم سعی میکنم به چنین مواردی که ممکنه به اونها بربخورم اشاره کنم...
گمان میکنم یه دلیل اصلی اون این هست که تولید کننده ایرانی باید بیش از
انچه به فکر سود ناشی از محصولش باشه ، سعی کنه به کیفیت کالا و جنس
و محصولش فکر کنه و راضی بودن مشتری...
یه نمونه ساده اون رو این چند روز دیدم...همین ظرفهای یه بار مصرف
یه قاشق و چنگال پلاستیکی رو مقایسه میکنم ...اون قدر سریع میشکنن که اصلا
قابل قیاس نیستن با نوع غیر ایرانی اون...اشکال کارش کجاست؟ مثلا در این مثال
اشکال حقیقتا در نوع مواد بکار برده و استاندارد واقعی نبودن اونهاست و عدم قائل
شدن حرمت برای مشتریی که هزینه میکنه
در تمام موارد چنین مشابهتهایی وجود داره...اگر در هر چیزی که تولید میشه کیفیت
مقدم باشه بر تفکر مبتنی بر سود دهی قطعا کالای ایرانی میتونه حرفهایی زیادی
برای گفتن داشته باشه...و زمانیکه کیفیت بالا باشه به دنبالش سود بیشتر بر اثر
تقاضای بیشتر رو در پی خواهد داشت...
تا بحال به محل اسقرار دانشجویان غیر بومی سر زدین؟
و از نزدیک مشکلاتشون رو شنیدین و دیدین؟
شاید این موضوعات مهمترین چیزهایی باشه که باید در رابطه با
چنین مکانهایی مورد توجه قرار بگیره:
مکان ساخت این خوابگاهها ایا مکان مناسبی هست؟
یه دانجو ایا براحتی میتونه احتیاجاتش رو از محیط اطرافش رفع کنه
یه اون قدر دور هست که برای هر خریدی باید مسیرهای طولانی
طی کنه؟
ایا امنیت اون مکان در حدی هست که مخصوصا خانمها در ساعاتی که
ممکنه دیر از کلاس برگردن با ارامش بتونن طی مسیر کنن؟
وضعیت حمل و نقل عمومی در اونجا به چه شکلی هست؟
ایا در تمام ساعتها امکان امد و شد با ماشین اونهم براحتی وجود داره؟
امکانات داخلی اونجا چه طور؟
ایا ساختمانش نوسازه یا فرسوده؟
ایا اتاقهاش افتابگیره یا فقط سایه داره؟
ایا به ازای هر نفر فضای مناسب در نظر گرفته شده
و اتاقها بقدر کافی جا برای تختخواب و مکانی برای نشستن چند نفر دارن؟
ایمنی داخل ساختمان چه طور؟
ایمنی و مقاوم سازی در برابر زلزله ، وضعیت گاز کشی و برق کشی و
امنیت در و ورودیهای ساختمانها؟
سرویسهای بهداشتی و حمام و نظافت اونها رعایت میشه و برای اون تعداد
کافیه؟
محیطی ارام برای فصل امتحانات بچه ها وجود داره که بتونن مطالعه کنن؟
وضعیت اشپزخونه هاش چی؟
ایا گاز و ظرفشویی و یخچال و..و...به تعداد چندین نفر یه مجموعه کافیه؟
مسئولین اونجا ادمای متعهد و درستی هستن؟
و...و......
گاهی فکر میکنم اگر افرادی که سرمایه راکدی دارن
می اومدن در هر شهری اون رو بکار میگرفتن و بجریان مینداختن حقیقتا میدیدیم
که چقدر کشورمون و شهرهاش اباد میشد...متاسفانه سرمایه در ایران
منحصر شده اکثرا به داشتن مال غیر منقول...
گاها افراد یا زمینهایی دارن که بدون استفاده سالهای سال میندازن و نه میسازن و نه
اون رو برای بهره بردن و ساختن میفروشن...این میشه که رکود ایجاد میشه...
بجای راه انداختن صنعت و تولید و ....راکد میگذارنش...
افراد قدرت ریسک ندارن و خطرپذیر نیستن...شاید بستر لازم براشون فراهم
نیست...البته خوشبختانه بیمه در این موارد بسیار اطمینان بخشه...
ولی شاید تغییر مداوم و زود هنگام برخی قوانین باعث ایجاد ترس در افراد میشه
شخصا بعنوان یه ایرانی و یه کرمانی
اگر سرمایه ای داشتم برای شهرم کرمان خیلی کارها انجام میدادم...
صنایع مختلف رو راه اندازی میکردم...کارخونه هایی مثل
ژلاتین صنعتی ، قطعه سازی و هر کارخونه و صنعت سوداوری که حدس میزدم
مورد نیاز کشور و شهرمه و جواب نیز خواهد داد...
سرمایه گذاری در بخش سینما و فیلمسازی و..و..کارهای تولیدی...و..و..
و البته رایانه و اینترنت و تجارت الکترونیک و صرف درامدش باز در راه صنعت و تولید
و ..و....ساخت و ساز مسکن و مکانهای تجاری و دیدنی و تفریحی درامدزا...
و رصد خونه ای برای دوستداران علم نجوم...
و اجرای پروژه هایی برای جذب گردشگر داخلی و خارجی به مثلا
چیزهایی اونقدر جالب و دیدنی شبیه عجایب جهان با یاری بالای
سرمایه گذاران که طبعا با راه افتادنش جبران هزینه اون خواهد شد...
ایکاش در هر شهر فراخوانی بود برای افرادی که سرمایه ای گرداوری کردن
و نمیدونن در چه راستایی بکار بگیرن که جواب بده...
می اومدن و در فراخوان بهترین طرحهای مورد نیاز در هر شهری
رو از طریق رسانه ها اعلام میکردن تا افراد مشارکت و یا سرمایه گذاری کنن...
و بخشی از درامدشون رو بذارن برای ابادانی دیارشون...
امیدوارم روزی برسه که ایرانی داشته باشیم بسیار بسیار اباد
اون طوری که شایسته تک تک ایرانیان هست ...روزی که حتی یه گرسنه
در سراسر این کشور نباشه و تمام افراد این مملکت با سرمایه های عظیمی
که در اون نهفته است سرپناه و ساختمان ، اسایش و غذا و بهداشت جسمی
و روانی مناسب در سطح بسیار بالا داشته باشن...
از صمیم قلب برای سربلندی ایران و هر ایرانی در سراسر دنیا دعا میکنم...
رابطه با بقیه افراد جامعه انجام بدن...دلیلشونم این هست که توی کار خانواده
و هزینه های شخصیمون موندیم چه برسه به کار بقیه ادمها...
پولی برای کمک به بقیه جامعه نداریم...
نمیدونم چرا به این مطلب فکر نمیکنن که هر کدوم از ادمها
میتونن بنا به حرفه و تخصصی که دارن یا اگاهی و تحصیلاتشون بنوعی
برای این مردم کمکی محسوب بشن...
به عنوان مثال اینهمه فارغ التحصیل رشته های مختلف داریم...
هر کدوم از اونها میتونن برای یه عده از افراد این جامعه کاری انجام بدن
ای کاش فراخوانی بود برای ثبت نام از افراد داو طلب بمنظور انجام امور خیریه معنوی نه مادی...
...
برای بچه های مدرسه از مهد کودکی گرفته تا دبیرستانی...
برای خانواده های تحت پوشش کمیته امداد...
برای بچه های عقب مانده ذهنی و حرکتی در مراکز توان بخشی و تحت پوشش بهزیستی
و احیانا خصوصی...
برای سالمندان در سرای سالمندان ...
برای بچه های پرورشگاهها...
چه از نظر پزشکی چه کارای طراحی و ساخت و ساز محیطهای لازم برای این افراد،
چه کارای حقوقی ، حتی اجراهای هنری ، کارهای روانشناسی
و ..و..و...
همیشه عادت کردیم افراد رو برای کمکهای مادی دعوت کنیم ای کاش قدری
نیز برای کمک و بهره از علم و تخصص و تواناییهای فکری افراد تلاش کنیم
قطعا افراد خیّر بسیاری در این زمینه پیدا خواهند شد ...
تصور کنین اینهمه پزشک و کادر پیرا پزشکی در سراسر ایران ،
هر کدوم فقط یه ساعت یا نیم ساعت بخاطر بشردوستی بیاد و
هفته ای یه بار بچه مدرسه ای ها رو ببینه ...اینهمه فارغ التحصیل رشته های
مختلف بیان و یه ساعت در هفته رو رایگان برای این قشر کار کنن مثلا نقشه ساختمان
مکانهای مورد نیاز این قشرها رو رایگان بکشن و نظارت بر ساخت این مکانها رو انجام بدن...
روانشناسها برای روان این بچه ها و افراد وقت بگذارن...
اهل هنر برای این افراد برنامه هایی مطابق با هنرشون داشته باشن...
تاسیساتیها ، و..و...و.... فقط نیم ساعت در هفته بخاطر بچه ها و سالمندان و
بی بضاعتها و بیماران این سرزمین تلاش کنن...
کاش هر کدوممون یه خیّر معنوی بشیم...
اگه نقدا نمیتونیم کمکی بکنیم این کارها که از دستمون برمیاد ...